X
تبلیغات
رایتل

و ننگ و نفرین باد بر فرزندان ناصالحی،  ناخلف بی معرفت امروزه و دیروز که با سرمایه و خون ملت فرستاده شدند تا اصل تکنالوژی برای جامعه و مردم بیاورند اما با هزار تاسف این ذوب شده های ذهن خالی در عوض تکنالوژی، ایدیولوژی ناکام مارکسیسم و نظام سفاک و ددمنش کمونیسم را به ارمغان آوردند در حالیکه نه ایدیولوژی ناکام مارکسیسم و نه نظام سفاک و ددمنش کمونیسم هیچ  کدام در جامعه نه کاربرد داشت و ندارد و نه هم موافق به عقاید و وجدان دینی مردم بود.

بهرترتیب این همه واقعات فاجعه آفرین ثبت تاریخ افغانستان است اما نقطه قابل مکس و تکاندهنده تجلیل جشن شکست کمونیسم در دامن امپریالیسم است. اجازه بدهید تا کسانیکه سنگ جهاد و مجاهدت را در سینه میزنند اما امروز در کابل زمینگیر شده اند از اینها سوال کنیم که ارمان یک مجاهد چه بود؟ شهدا گرامی و عزیز با توکل به رب آسمانها و زمین با چه شعار و هدف جانهای مبارک خویش را قربان کردند؟ آیا امروز حین دیروز افغانستان تحت اشغال و تجاوز بی شرمانه امریکا سفاک و هم پیمانان شان بسر نمی برد ...

ننگ و نفرین باد بر فرزندان ناصالحی،  ناخلف بی معرفت امروزه و دیروز که با سرمایه و خون ملت فرستاده شدند تا اصل تکنالوژی برای جامعه و مردم بیاورند اما با هزار تاسف این ذوب شده های ذهن خالی در عوض تکنالوژی، ایدیولوژی ناکام مارکسیسم و نظام سفاک و ددمنش کمونیسم را به ارمغان آوردند در حالیکه نه ایدیولوژی ناکام مارکسیسم و نه نظام سفاک و ددمنش کمونیسم هیچ  کدام در جامعه نه کاربرد داشت و ندارد و نه هم موافق به عقاید و وجدان دینی مردم بود.

بهرترتیب این همه واقعات فاجعه آفرین ثبت تاریخ افغانستان است اما نقطه قابل مکس و تکاندهنده تجلیل جشن شکست کمونیسم در دامن امپریالیسم است. اجازه بدهید تا کسانیکه سنگ جهاد و مجاهدت را در سینه میزنند اما امروز در کابل زمینگیر شده اند از اینها سوال کنیم که ارمان یک مجاهد چه بود؟ شهدا گرامی و عزیز با توکل به رب آسمانها و زمین با چه شعار و هدف جانهای مبارک خویش را قربان کردند؟ آیا امروز حین دیروز افغانستان تحت اشغال و تجاوز بی شرمانه امریکا سفاک و هم پیمانان شان بسر نمی برد و ان هم در قرن بیست یک؟ مگر شما چه جشن را تجلیل میکنید و آن هم در دامن امریکا در حالیکه ایتام و بیوه همان شهدا مظلوترین قشر جامعه را تشکیل میدهد که نه نان برای خوردن دارند، نه لباس برای بتن کردن دارند، نه سرپناهی برای شبگذراندن دارند و نه هم امیدی برای زیست و زندگی دارند. و از سوی دیگر امروز از فضاء باران بم بر امید و خانهای گلی مردم می بارد، جوانان افغان بجرم داشتن همان آرمان و هدف مجاهد دیروز محکوم بمرگ میشوند، هیچ کس جرئت مخالفت را با اشغالگران ندارند و هر کسی دست رد بر خواسته های اشغالگر بکشد به بی رحم ترین شیوه نیست و نابود میشود و طفلکان معصوم افغان حتی بدون دانستن جرم خویش به شهادت میرسند. چرا وجدانهای بیدار و بشردوست قرخت و بی تحرک مانده است؟ چرا از طفلکان خویش دفاع نمیکنید؟ و چرا صرف بخاطر تحمیل اسم طالب از مقاومت و مردم تان روی گردان هستید؟ و چرا این فرض علمی را نادیده میگیرید که در هر جا اشغال صورت گیرد آنجا مقاومت زاده میشود. ای کاش ملت مومن و مجاهد افغان قدم علم میکرد و این توهین را به خون پاک شهدا، آرمان و راه مجاهد نمی پذیرفت.

اصلا باید پیشینه و تاریخچه جشن استقلال، پیروزی و همثال هم در اسلام مطالعه شود چرا بنده تصور میکنم این پدیده زاده بیگانگان شاید باشد که ما آنرا در جامعه خویش مصرف میکنیم بالخصوص بشکل امروزی اش که چند اراده تانک چین خراب زنگزده روسی را رنگ کنند و چند افغان نامنظم را از حضور مردم بگذراند گویا ما اردو تقدیم نمودیم این همه اسراف بیجا اگر پولش مصرف اعمار دار الیتام میشد حد اقل هزار طفلک بی کس و کوه از بازار ها جمع میشدند.

از برادران مجاهد خویش سوال میکنم که در برگذاری جشن پیروزی هشت ثور هر سال چه صبغه و دلیل شرعی دارند؟ در حالیکه پیروزی مجاهدان در بدر، فتح مکه که از بزرگترین و با ارزشترین فتوحات تاریخ اسلام بشمار میاید تاجائیکه فهم مقصور و ناقص بنده اجازه میدهد نه رسول خدا صلی الله علیه وسلم و نه بعد ایشان این روز ها را تجلیل نکردند، فتح فارس و شام بدست عمر فاروق رضی الله عنه به مثابه منار های عزت بود که برای عالم اسلام و مسلمانان اعمار نمود اما هیچ مسلمانی این پیروزی های بزرگ را تجلیل نکردند و نمیکنند تا جایکه فهم ناقص من قدم میدهد.

بلی یک نقطه قابل یاد آوری است گرچه بذوق ایمانهای خشک خوش نخواهد خورد و آن اینکه  در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم در قسمت پیروزی و رهائی بنی اسرائیل از چنگال فرعون آمده است که موسی علیه السلام و پیروان اش بمنظور شکر و سپاس در آن روز روزه میگرفتند. بنا بدیل بنده در عوض اسراف سرمایه ملت در همچو نمایش های سمبولیک دعوت کافه ملت و فرخواند تمام مردم افغانستان به گرفتن روزه در هشت ثور می باشد  و همه دارا و صاحبان اقتصاد بهتر حد اقل غذای یک وقت خویش را بعزیزان نادار خود بدون منت گذاشتن بدهند این خیلی فرهنگ عالی و انساندوستانه و خیلی با ارزشتر از نمایشهای سمبولیک و مصرفکن می باشد یا اینکه بدیل های دیگر سازنده که هم انسان ساز باشد و هم جامعه ساز باید تولید نمود طبق ضرورت جامعه خویش در عوض مصرف تولید و اندیشهای دیگران و رنگ کردن تانک های چین خراب زنگ زده روسی.